در کتاب از صفر تا یک که جلوتر در وبلاگ معرفی کرده ام (می توانید در این مطلب آن را مشاهده کنید)، فصلی وجود دارد با نام کشف نشده ها (Secrets) که مطمئن بودم تا ممکن است ذهن بسیاری از کسانی را که به دنبال راه اندازی استارتاپ هستند به خود مشغول کرده باشد.موضوع اصلی که این فصل درباره آن صحبت می کند در این موضوع خلاصه شده است که:آیا هنوز در جهان موضوع جدید برای کشف وحود دارد؟در حقیقت موضوعی که بنیان یک استارتاپ امروزی را تشکیل می دهد، این است که آیا این استارتاپ و موضوعی که بر روی آن کار می کند می تواند ارزش جدید را به مردم و جهان معرفی کند؟ آیا این استارتاپ راه جدید را برای مشکلات و مسائل مردم معرفی می کند؟در ادامه مطلب همراه من باشید.
یکی از دغدغه های اصلی در صورت بروز یک ایده کسب و کار در ذهن یک نفر، این است که آیا تاکنون کس دیگری به آن فکر نکرده است؟ آیا کس دیگری راه حلی برای این مسئله پیشنهاد نداده است؟ اما برای اینکه بهتر بتوانیم این مسئله را درک کنیم بهتر است تا به صورت مختصر یک نگاه تاریخی به این مسئله داشته باشیم.مسائلی که انسان با آنها دست و پنجه نرم می کند از نظر Kaczynski می تواند به 3 دستهه تقسیم بندی شود:1. مسائلی که به راحتی قابل حل هستند.2. مسائلی که به سختی می توان آنها را برطرف نمود.3. مسائلی که بدون توجه به اینکه چه مقدار وقت برای آن صرف شود، غیر قابل حل هستند.بر اساس گفته های kaczynski، بیشتر مسائل سخت جهان در این دوران حل شده است و بیشتر مردم قادر به انجام خیلی کارها هستند که سالها پیش هیچ کس حتی به آنها نیز فکر نمیکرد. بر اساس این نظریه دیگر مشکل و مسئله خاصی برای انسان ها وجود ندارد که بخواهند آنرا برطرف و یا حل کنند.اما پیتر تیل در کتاب بر اساس نظرات خود می گوید که اگرچه تعداد بسیار زیادی از مشکلات حل شده است اما همیشه راههای برای پیشرفت وجود خواهد داشت. او این گفته را با این مثال جلو می برد که در زمان های گذشته یکی از بهترین شغل هایی که برای افراد می توانست وجود داشته باشد، این بود که آنها کاشف ششوند و نقاط مختلف دنیا را ببیند و جاهایی را که انسان تاکنون نرفته است را کشف کنند. اما در دوران حاضر که تمام نقاط دنیا بر روی نقشه ای در گوشی تک تک افراد حاضر است دیگر نیاز به انجام چنین کارهایی نیست و این کار جایگاه خود را به دیگر شغل هایی که در این دوران نیاز است داده اند.اما پیتر تیل می گوید برای اینکه بتوان کشف نشده ای جدید را پیدا کرد باید جوری فکر کرد که دیگران فکر نمی کنند، باید جاهایی را دنبال آن گشت که هیچ کس به فکرش نمی رسد. اما در این راه باید بدانید که برای اینکه مسئله جدیدی را پیدا کنید، نیاز دارید تا دید خود را نسبت به دنیا و مسائل تغییر دهید، باید جوری فکر کنید که دیگران فکر نکرده اند و باید قدمهایی را بردارید که هیچ کس تاکنون برنداشته است.البته در این حین پیتر تیل نیز نقدی بر سیستم مداری (چه ایران و چه آمریکا) دارد. او بر این باور است که این سیستم ها به گونه ای افراد را بار می آورند که در یک سیستم خاص و بر اساس استانداردهای خاص عمل کنند و به همین صورت نیز طرز فکر آنها شبیه یکدیگر خواهد بود. زمانی که یک سیستم یکسان را در مدارس برای افرادی که دارای استعدادها و طرز فکرهای مختلف هستند پیاده سازی می کنید، کسانی بالا خواهند آمد و تشویق خواهند شد که بر اساس این سیستم و جوری که سیستم می گوید عمل کنند. بنابراین به کسانی که متفاوت فکر میککند کجال و فرصتی داده نخواهد شد که بتوانند طرز فکر انقلابی خود را رشد دهند. البته این بحث درباره سیستم مدارس را ممکن است در زمان دیگری ادامه دهم اما در اینجا تنها ما را از بحث اصلی خود دور خواهد کرد.پیتر تیل کتاب از صفر تا یک را با یک جمله خاص شروع کرد و در فصلی که درباره آن توضیح دادیم نیز دوباره آن را ادامه داد:پیتر تیل عقیده دارد برای اینکه بتوان استارتاپ موفق و باارزشی را به وجود آورد و حفظ نمود بهتر است این سوال را از خود بپرسیم که : «چه حقیقتی در دنیا وجود دارد که تعداد کمی از افراد به آن توجه می کنند؟» و در این فصل نیز دوباره آن را تکرار می کند؛ زیرا به عقیده من پیدا کردن یک حقیقت کشف نشده می تواند راه و یا ایده ای برای شروع یک استارتاپ موفق باشد.امید است که روزی بتونم بقیه این کتاب رو هم به صورت خلاصه برای شما دوستان علاقمند توضیح بدم.در پایان خوشحال میشم که نظراتتون رو درباره این مطلب با من به اشتراک بگذارید :)
- ۹۶/۰۱/۱۱